تبلیغات

شعرهایی از جنس دیدگانم - جمهوری

نویسنده :فاطمه م
تاریخ: یکشنبه 29 مرداد 1396 09:23 ب.ظ


عکس و تصویر آمدہ بود، خستگے در ڪند، گپ و گفتے داشتہ باشد، نفسے تازہ ڪند.. و برود...! ...

قلبت اصولگرا بود....

چشمات یه حزب مستقلی داشت.....

دستات اصلاح طلب....

من و تو یه داستان ائتلاف داریم .....

که شاید چند سال دیگه قصه ی شب های یلدای مادربزرگ بشه....

اخر داستانم میشه « تو رفتی».....

ومن نتونستم جلوی تو رو بگیرم....

چون نه من توانشو داشتم نه تو گذاشتی....

ایستادن جلوی جمهوری تو کار یه ادم قوی بود....

تو نذاشتی من قوی بشم....

واسه روزی که بری و من نتونم جلوتو بگیرم .....

از من و تو فقط یه داستان ائتلاف موند!!!!!



فاطمه . م



درباره من
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش....

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش!!!!!
نویسندگان
برگه ها
جستجو در وبلاگ
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :